راديکاليدیکشنری عربی به فارسیريشه , قسمت اصلي , اصل , سياست مدار افراطي , طرفدار اصلا حات اساسي , بنيان , بن رست , ريشگي , علا مت راديکال
ايراددیکشنری عربی به فارسیپيش رفتن , رهسپار شدن , حرکت کردن , اقدام کردن , پرداختن به , ناشي شدن از , عايدات
استيراددیکشنری عربی به فارسیوارد کردن , به کشور اوردن , اظهار کردن , دخل داشتن به , تاثير کردن در , با پيروزي بدست امدن , تسخير کردن , اهميت داشتن , کالا ي رسيده , کالا ي وارده , واردات