گرانویللغتنامه دهخداگرانویل . [ گ ِ وی ] (اِخ ) مرکز بخش مانش ناحیه ٔ داورانش . بندری است بر کنار مانش در مصب بسک در 328هزارگزی اُ از پاریس ، دارای 10132 تن جمعیت است .
گیل داورانلغتنامه دهخداگیل داوران . [ وَ ] (اِ مرکب ) نام فارسی زعرور باشد. (فهرست مخزن الادویة). گیل . گیل سرخ . کیلک . رجوع به زعرور شود.
گیلی کرانلغتنامه دهخداگیلی کران . [ ک َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان سرشیوه بخش مریوان شهرستان سنندج . واقع در 40هزارگزی شمال خاوری دژ شاهپور و 6 هزارگزی شمال خاوری چالی سور. محلی کوهس
رانکلغتنامه دهخدارانک .(اِخ ) نام کوهی است در ترکستان که دارای معادن طلا ونقره است . (از نزهة القلوب ج 3 ص 195 و 201 و 202).
کرانلغتنامه دهخداکران . [ ک َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان باوی بخش مرکزی شهرستان اهواز. دشت ، گرمسیر و سکنه ٔ آن 100 تن است . آب آن از چاه و محصولش غلات و شغل اهالی زراعت است . (