کوربالغتنامه دهخداکوربا. [ ک َ وَ ] (اِ مرکب ) آشی باشد که از کبرپزند و آن را عربان کبریه گویند. (برهان ) (آنندراج ). آش کبر. (ناظم الاطباء). کوروا. (فرهنگ رشیدی ) (فرهنگ جهانگیر
ربالغتنامه دهخداربا. [ رُ ] (اِخ ) جایگاهی است در بین «ابوا» و «سقیا» ازراه «جاده » میان مکه و مدینه . (از معجم البلدان ).
ربالغتنامه دهخداربا. [ رُ ] (نف مرخم ) مخفف رباینده . در ترکیباتی نظیر آهن ربا، دلربا و... صفت مرکبی را تشکیل میدهدکه معنی فاعلی را میرساند. (لغت محلی شوشتر، نسخه ٔ خطی متعلق ب