گریتلغتنامه دهخداگریت . [ گ ِ ] (اِخ ) نام یکی از دهستان های بخش پایی شهرستان خرم آباد. این دهستان در شمال باختری بخش واقع و محدود است از شمال به کوه کیان و دهستان سگوند بخش زاغ
کریتلغتنامه دهخداکریت . [ک َ ] (ع ص ) تمام و کامل . (آنندراج ) (منتهی الارب ).- حول کریت ؛ سال تمام . (مهذب الاسماء).
کریتلغتنامه دهخداکریت . [ ] (اِخ ) بعضی را گمان چنان است که نهر کریت همان وادی کلت است و برخی وادی فصیل و دیگران گمان دارند که در شرق اردن واقع است . (قاموس کتاب مقدس ).
کریتلغتنامه دهخداکریت . [ ک ُ ] (اِخ )دهی است از دهستان باوی بخش مرکزی شهرستان اهواز، کنار راه کوت عبداﷲ به رامهرمز. دشتی و گرمسیر است و 300 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ای
کریتلغتنامه دهخداکریت . [ ک ُ رَ ] (اِخ ) قصبه ٔ مرکزی دهستان کریت در طبس . جلگه است و معتدل گرم و 1439 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9).