گرگینهلغتنامه دهخداگرگینه . [گ ُ ن َ / ن ِ ] (اِ مرکب ) مطلق پوستین را گویند. (برهان ) (غیاث ). نوعی از پوستین . (آنندراج ) : ز باران کجا ترسد آن گرگ پیرکه گرگینه پوشد بجای حریر.
روجینهلغتنامه دهخداروجینه . [ ج َ ن َ ] (اِخ ) از دیههای تنکابن است . (مازندران و استرآباد رابینو ص 107 و ترجمه ٔ آن ص 145).
روینهلغتنامه دهخداروینه . [ ی َ ن َ / ن ِ ] (اِ) فوه . روین . (زمخشری ). روناس . رجوع به روین و روناس شود.
روینهلغتنامه دهخداروینه . [ ی ِ ن َ / ن ِ ] (ص نسبی ، اِ) رویینه . هر چیز که از روی ساخته شده و یا از روی اندود شده باشد. (ناظم الاطباء). رجوع به رویینه شود. || حلبی ساز. دیگ ساز
رجینهلغتنامه دهخدارجینه . [ رَ ن َ / ن ِ ] (اِ) رشینه . راتینج . راتیانج . علک . (یادداشت مؤلف ). صمغالصنوبر. (تذکره ٔ داود ضریر انطاکی ص 171).
چرچینهواژهنامه آزادچرچینه نوعی افت گیاهی غیر جانوری است ( فاقد ریشه می باشد ) و به ساقه و برگ گیاهان و بوته ها چسبیده باعث مرگ تدریجی آنها می شود - معمولا به رنگ زرد می باشند.