جوشکاری باریکهالکترونی بیخلأnon-vacuum electron beam welding, EBW-NVواژههای مصوب فرهنگستاننوعی جوشکاری باریکهالکترونی که در فشار جوّ انجام میشود
گدرلغتنامه دهخداگدر. [ گ ِ / گ َدَ ] (اِ) سلاح جنگ . (برهان ) (آنندراج ) : درآمد مرتب سراپا گدربه جنگ آوران گشته خونش هدر. میرنظمی (از شعوری ج 2 ص 296).رجوع به گدرک شود.
درجلغتنامه دهخدادرج . [ دُر رَ ] (ع اِ) کارهای سخت مشکل که صاحبش را عاجز گرداند. گویند وقع فی الدرج . (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد).
مهاجم پارآگاه از حافظة غیرفرّارµ-non-volatile memory attackerواژههای مصوب فرهنگستانحملهوری که قادر به دستیابی به بخشی (µ درصد) از اطلاعات سرّی ذخیرهشده در حافظة غیرفرّار باشد اختـ . مهاجم پارآگاه µ-NVM attacker