گتوندلغتنامه دهخداگتوند. [ گ َت ْ وَ ] (اِخ ) قصبه ٔ مرکز دهستان و بخش گتوند شهرستان شوشتر است ، در 25هزارگزی شمال باختری شوشتر و 15هزارگزی شمال خاوری راه شوسه ٔ دزفول به شوشتر،
گتوندلغتنامه دهخداگتوند. [ گ َت ْ وَ ] (اِخ ) نام یکی از بخشهای شهرستان شوشتر و حدود آن به قرار زیر است : از شمال و باختربه شهرستان دزفول ، از جنوب به دهستان شاه ولی و سردارآباد
گتوندواژهنامه آزادگتوند اسم مرکب است که تشکیل شده از دوکلمه گُت به معنی بزرگ وکلمه وند به معنی طایفه که روی هم به معنی طایفه بزرگ می باشد
کوتوندلغتنامه دهخداکوتوند. [ ] (اِخ ) نام یکی از طوایف لر که به خدمت هزاراسف و برادران وی پیوستند و ایشان را قوت و شوکت زیادت شد و با اتابک تکله ٔ سلغری چند نوبت به جنگ پرداختند.
تجندلغتنامه دهخداتجند. [ ت َ ج َ ] (اِخ ) سامی بیک این کلمه را بجای تجن آورده است . رجوع به تجن (دنباله ٔ هریرود) و قاموس الاعلام ترکی شود.
تجندلغتنامه دهخداتجند. [ ت َ ج َن ْ ن ُ ] (ع مص ) لشکری شدن . (از اقرب الموارد) (از قطر المحیط). || فارغ شدن از کاری . (از اقرب الموارد). با فراغت آماده شدن برای کاری . (از قطر