گهنلغتنامه دهخداگهن . [ گ ُ ] (اِ) کرمی را گویند که چوب را خورد و خوره ٔ آن مانندآرد از چوب فرو ریزد. و آن آرد را به عربی نشاره خوانند. (برهان قاطع) (فرهنگ رشیدی ) (الفاظ الادو
کهندیکشنری فارسی به انگلیسیage-old, ageing, aging, ancient, antique, archaic, fossil, hoary, old, olden, primitive