گافیدنواژهنامه آزاد(گ ا ف ی د ن) در شاهنامۀ فردوسی، به معنی شکافتن یا پاره کردن است. این اصطلاح وقتی به کار می رفت که در جنگ ها کسی بدن دیگری را با شمشیر یا شیءِ تیز ببرد .
کافیدنلغتنامه دهخداکافیدن . [ دَ ] (مص ) کاویدن . کندن . شکافتن . تفحص و تجسس نمودن . (برهان ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء).
شکافیدنلغتنامه دهخداشکافیدن . [ ش ِ / ش َ دَ ] (مص ) به درازا بریدن و شق کردن . (ناظم الاطباء). شکافتن . بریدن به درازا : بفرمود تا پس درخت از درون شکافید و زو آدم آمد برون . اسدی