چاپلهلغتنامه دهخداچاپله . [ ل َ / ل ِ ] (اِ) بی موئی که از جرب عارض شده باشد. (ناظم الاطباء). قَرعَه .
گوشه گاپلهلغتنامه دهخداگوشه گاپله . [ ش َ / ش ِ ل ِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان قلعه حاتم شهرستان بروجرد. واقعدر 2هزارگزی شمال بروجرد و 2هزارگزی شمال شوسه ٔ بروجرد. جلگه و معتدل و سکنه
کاپولهلغتنامه دهخداکاپوله . [ ل ِ ] (اِخ ) خانواده ای معروف ژیبلین از «وِرُن » در ایتالیا که از دسته ٔ مخالفان پاپ و طرفدار امپراطور آلمان و دشمن «مونتگوس » بودند. «رومئو و ژولیت