گاوسفیدلغتنامه دهخداگاوسفید. [ س ِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان حیات داود بخش گناوه ٔ شهرستان بوشهر، واقع در18000گزی خاور گناوه ، نزدیک راه فرعی گناوه به برازجان . جلگه ، گرمسیر مرطو
زیستفنّاوری سفیدwhite biotechnologyواژههای مصوب فرهنگستانشاخهای از زیستفنّاوری که در آن از عوامل زیستی مانند میکربها و یاختهها برای تولید صنعتی فراوردههای زیستشیمیایی مانند زیمایه استفاده میشود متـ . زیستفنّا
کاو سفیدلغتنامه دهخداکاو سفید. [ س َ / س ِ ] (اِخ ) قریه ای است در دو فرسنگی بیشتر شمال بندر ریک . (فارسنامه ٔ ناصری ). صحیح آن گاو سفید است (بکاف پارسی ). رجوع به گاو سفید ونیز رجو
سفیدگویچنگار ائوزیندوستeosinophilic leukemiaواژههای مصوب فرهنگستانسفیدگویچنگاری که غالب یاختههای آن ائوزیندوست هستند