گاودارلغتنامه دهخداگاودار. (اِخ )دهی است از دهستان لیراوی بخش دیلم شهرستان بوشهر، واقع در 240 هزارگزی جنوب دیلم و 6 هزارگزی راه ساحلی دیلم به گناوه ، جلگه گرمسیر مرطوب و مالاریائی
اجدارلغتنامه دهخدااجدار. [ اَ ] (اِخ ) (عامِرُالَ ...) پدر قبیله ای است چون جَدَرة [ غدّه و گره گوشت یا آماس در حلق ] داشت . (منتهی الارب ).
اجدارلغتنامه دهخدااجدار. [ اِ ] (ع مص ) اَجدَرَ الشجر؛ برآمد بر آن مانند نخود. (منتهی الارب ). || جَدَرناک گردیدن زمین ، و آن گیاهی است که در ریگ روید: اَجدَرَ المکان . (منتهی ال
چاودارلغتنامه دهخداچاودار. (اِ) چودار. چودر. ویبگ . گیاهی هرزه که در غله زار روید و دانه ٔ آن چون گندمی لاغر و کشیده است . قسمی گندم وحشی . نوعی از حبوبات که در میان گندم و جو پید
کاودارلغتنامه دهخداکاودار. (اِخ ) ناحیتی به مغرب پارس . (از فارسنامه ٔ ناصری ). در فرهنگ جغرافیایی ایران نیست .