گاگالغتنامه دهخداگاگا. (اِ) نقل و نبات و میوه های خشک . (برهان ) . آجیل ، قاقا (در زبان اطفال ). قاقالی لی (در زبان اطفال ) : در کنارش نه آن زمان گاگاتا شود سرخ چهره اش چو لکا.س
اُجاگویش دزفولیکلامی برای سر زنش و نصیحت ( مخفف اُجاق، یا اُجاقت روشن که دعایی است به معنای چراغ خانه ات روشن ، کنایه از اینکه دارای فرزند پسر باشی)