گلفهشنگلغتنامه دهخداگلفهشنگ . [ گ ُ ف َ ش َ ] (اِ) آبی که در فروریختن از جای بلندی یخ بسته باشد مانند یخ زیر ناودان . (برهان ) (آنندراج ). آنرا دنگداله نیز گویند. (فرهنگ رشیدی ) (آ
گلفهشنگفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهیخی که در زمستان در سر ناودان میبندد و آویزان میشود؛ دنگاله؛ دنگداله: ◻︎ آب، گلفهشنگ گشته از فسردن ای شگفت / همچنان چون شیشهٴ سیمین نگون آویخته (فرالاوی: شاعر
کلفهشنگلغتنامه دهخداکلفهشنگ . [ ک َ ف َ ش َ ](اِ) بر وزن و معنی کلفخشنگ است که یخ مخروطی اندام زیر ناودان باشد. (برهان ). بر وزن و معنی کلفخشنگ است . (آنندراج ). کلفخشنگ . گلفهشنگ
کلفهشنگفرهنگ انتشارات معین(کَ فَ شَ) (اِ.) استالاکتیت ، قندیل یخی که در ایام زمستان در زیر ناودان ها بسته می شود. گلفهشنگ و کلفخشنگ و کلفهسنگ هم گویند.
کلفخشنگلغتنامه دهخداکلفخشنگ . [ ک َ ف َ ش َ ](اِ) یخی را گویند که در ایام زمستان در زیر ناودانها بندد و آن بیشتر اوقات گاو دنبال می شود. (برهان ) (از آنندراج ). کلفهشنگ . یخی که در