گلپرلغتنامه دهخداگلپر. [ گ ُ پ َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان جاپلق بخش الیگودرز شهرستان بروجرد،واقع در 62هزارگزی شمال باختری الیگودرز و 14هزارگزی باختری راه شوسه ٔ شاه زندیه به ا
گلپرفرهنگ انتشارات معین(گُ پَ) (اِمر.) گیاهی دو ساله از تیرة چتریان . این گیاه ساقه های ضخیم و برگ های بزرگ دارد و از برگ ها و جوانه ها و دانه های آن جهت ادویه استفاده می شود.
گلپرفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهگیاهی با برگهای بزرگ و بریده و ساقههای میانتهی که جوانههای برگ و شکوفههای آن خوشبو است.
گلپرفرهنگ نامها(تلفظ: gol par) (در گیاهی) دانهی معطری به شکل پولک های زرد کوچک که دارویی است و کوبیدهی آن به صورت چاشنی غذا مصرف میشود ؛ گیاه این دانه که علفی یک ساله یاپای
کولپرلغتنامه دهخداکولپر. [ ل ِ پ َ ] (اِ) نام گیاهی معطر که از ساق و برگ آن ترشی سازند و انجدان طیب نیزگویند. (ناظم الاطباء). رجوع به کول پر و گلپر شود.
لپرکلغتنامه دهخدالپرک . [ ] (اِ) لچ . لگدی باشد که به پشت پای زنند. اسدی ذیل لغت لج در لغت نامه گوید: لج لگدی باشد که به پشت پای زنند و لپرک نیز گویند.