گلاریسلغتنامه دهخداگلاریس . [ گْلا / گ ِ ] (اِخ ) این شهر را به آلمانی گلاروس خوانند. بخش سویس حاکم نشین ایالت به همین نام است و در کنار لنت واقع شده و دارای 5700 تن سکنه است . تم
لاریسلغتنامه دهخدالاریس . (اِخ ) نام شهری . گزنفون گوید کورش پس از جنگ با کرزوس و شکست دادن وی پس از عقد معاهده به دسته ای از سپاهیان سنگین اسلحه ٔ مصری که مردانه حرب و مقاومت کر
لاریسالغتنامه دهخدالاریسا. (اِخ ) نام شهری از یونان (تسالی ) دارای 275000 تن سکنه . کرسی ناحیه ای بهمین نام . صلیبیون فرانک آن را در سال 1205 م مسخّر کردند.
لاریسالغتنامه دهخدالاریسا. (اِخ ) محلی به کنار دجله و آنجا شهری بوده است بزرگ از آن دولت ماد. کزنفون راجع به عقب نشینی ده هزار نفری یونانیها پس از جنگ کوناکسا گوید یونانیها بقیه ٔ
لاریسافرهنگ نامها(تلفظ: lārisā) [لاری = (منسوخ) نوعی سکهی نقرهای که در فارس ضرب میشده است + سا = (پسوند شباهت)] شبیه به لاری ، مثل لاری ؛ (به مجاز) نفیس و با ارزش ؛ (در قدیم)