گلاملغتنامه دهخداگلام . [ گ َ ] (اِخ ) ناحیه ای است درسودان غربی در ملتقای دو رودخانه ٔ سنگال و فارمه و در قسمت شرقی اسکله ٔ سن بفاصله ٔ 700هزار گز قرار گرفته است . (قاموس الاعل
کلاملغتنامه دهخداکلام . [ ک ِ ] (ع اِ) ج ِ کَلم (خستگی ) (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). ج ِ کلم (جرح ).جاء بدواء الکلام من اطایب الکلام . (اقرب الموارد).
لاملغتنامه دهخدالام . (اِخ ) ابن عطیف الطائی اخوعدی بن حاتم . رجوع به ملحان بن زیاد شود. (الاصابة ج 6 ص 11).
لاملغتنامه دهخدالام . (اِ) کمربند. میان بند. (برهان ). || نوعی از کلاه نمد که فقیران بر سر نهند. (غیاث ). || ژنده ٔ درویشان . (جهانگیری ). ژنده ٔ درویشی . (آنندراج ) : فرو کن ن
لاملغتنامه دهخدالام . (اِ) نام حرف بیست و هفتم از حروف تهجی بین حرف کاف و میم و در حساب جُمَّل نماینده ٔ عدد سی و در حساب ترتیبی نماینده ٔ عدد بیست و هفت باشد. رجوع به «ل » شود
لاملغتنامه دهخدالام . (اِ) نامی است که در شیرگاه و میان دره به تمشک دهند. (گا اوبا). رجوع به تمشک شود.