گلانلغتنامه دهخداگلان . [ گ ُ ] (اِخ ) دهی است از دهستان بالا خیابان بخش مرکزی شهرستان آمل واقع در 11هزارگزی باختر آمل . هوای آن معتدل و دارای 255 تن سکنه است . آب آن از آلشرود
گلانلغتنامه دهخداگلان . [ گ ُ ] (اِ) قسمی از نان میده باشد که آن را بمقدار برگ بقرا سازند و چون در میان روغن بریان کنند بادی در آن افتد و دو پوشه شود و بعد از آن در میان شیره ان
گلانلغتنامه دهخداگلان . [ گ ُ ] (اِخ ) دهی است از دهستان بخش صالح آباد شهرستان ایلام ، واقع در 10هزارگزی جنوب خاوری صالح آباد، کنار راه شوسه ٔ ایلام به مهران . هوای آن گرم و دار
گلانلغتنامه دهخداگلان . [ گ ُ ] (اِخ ) دهی است از دهستان حومه ٔ شهرستان سراوان واقع در 57هزارگزی جنوب خاوری سراوان و 13گزی جنوب راه فرعی کوهک به سراوان . هوای آن سرد و دارای 120
گلانلغتنامه دهخداگلان . [ گ ُ ] (اِخ ) دهی است از دهستان کلاترزان بخش رزاب شهرستان سنندج ، واقع در 27هزارگزی شمال رزاب و 9هزارگزی جنوب سنندج به مریوان . هوای آن سردسیر و دارای 1
کلانلغتنامه دهخداکلان . [ ک ِ ] (اِ) کلیدان و آن بست و بند درهای باغ و طویله و امثال آن باشد. (برهان ) (ناظم الاطباء).
کلانلغتنامه دهخداکلان . [ ک ُ ] (اِ) کلیدان . کلون . بست پشت در. کلندان . چوب پشت در. قسمتی از چوب بر پشت درزده که بدان در را محکم کنند تا کس نتواند بدرون آید. (یادداشت بخط مرحو