گلبنلغتنامه دهخداگلبن . [ گ ُ ب ُ ] (اِ مرکب ) (از: گل + بن ) کردی گول بون (گل سرخ ). (از حاشیه ٔ برهان قاطع چ معین ). درخت گل سرخ . (غیاث ) (آنندراج ) : اگر گل کارد او صد برگ ا
گلبنلغتنامه دهخداگلبن . [ گ ُ ب ُ ] (اِخ ) دهی است از دهستان استرآبادرستاق و از جمله دهاتی است که در وقف نامه ٔ ناحیه ٔ فخر عمادالدوله مندرج است . (ترجمه ٔ سفرنامه ٔ مازندران و
گلبنفرهنگ نامها(تلفظ: golbon) (در قدیم) بوته یا درخت گل به ویژه بوتهی گلِ سرخ ؛ (به مجاز) زیبا رو و لطیف.
کلبنلغتنامه دهخداکلبن . [ ] (ص ، اِ) یا کلبر. در دو نسخه ٔ قدیم سوزنی کلمه به دو صورت فوق آمده است و معنی آن رانمی دانم . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا) : شعر من دانا خرد، نادان خر