گلوتهلغتنامه دهخداگلوته . [ گ ُ ت َه ْ ] (اِ مرکب ) کلاهی باشد گوشه دار پرپنبه که بیشتر بجهت طفلان دوزند و گوشه های آنرا در زیر چانه ٔ ایشان بندند و وجه تسمیه اش خود ظاهر است . (
لَتهگویش تهرانیپارچه کهنه،لنگه،(صحافی)یک ورق که به کتاب چسبانده میشود،نصفه،سد کوچک چوبی جلوی آب،پاره،مزرعه کوچک
کلوتهلغتنامه دهخداکلوته . [ ک ُ ت َ / ت ِ ] (اِ) کلاهی را گویند گوشه دار و پر پنبه که بیشتر بجهت طفلان دوزند و گوشه های آن را در زیر چانه ٔ ایشان بندند. (برهان ). کلاهی که پنبه د
کلوتهفرهنگ انتشارات معین(کُ تَ یا تِ) (اِ.) = گلوته : 1 - کلاهی گوشه دار که لای بین آستر و رویة آن را بر پنبه کنند و آن را کودکان و نیز صوفیان پوشند و گوش های آن را در زیر چانه بندند.
کلوتهفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهکلاهی که لای آن آستر و رویۀ آن پنبه دوخته باشند و روی گوشها را بپوشاند؛ کلاه گوشی.
بیفتگویش خلخالاَسکِستانی: egən دِروی: e.gən شالی: bargən کَجَلی: ara.gin کَرنَقی: jəgən کَرینی: jigən کُلوری: bargən گیلَوانی: egən لِردی: dәgәn
افتادنگویش خلخالاَسکِستانی: egənəst.e دِروی: e.gən.əs.en شالی: bargənəs.an کَجَلی: ara.kat.an کَرنَقی: jəgənəs.an کَرینی: jigənəs.an کُلوری: bargənəs.an گیلَوانی: egənəs.i لِرد