گیفرلغتنامه دهخداگیفر. [ گ َ / گ ِ ف َ ] (اِ) لهجه ای در کیفر که به معنی مجازات باشد. رجوع به کیفر شود.
کیفرفرهنگ مترادف و متضاد۱. انتقام، تادیب، تقاص، تنبیه، جزا، عقوبت، مجازات، مکافات ۲. تغار ۳. مشک ≠ پاداش
کیفرلغتنامه دهخداکیفر. [ ک َ / ک ِ ف َ ] (اِ) مکافات بدی . (فرهنگ رشیدی ). مکافات نیکی و مکافات بدی را گویند، و به عربی جزا خوانند. (برهان ). پاداش و جزای عمل بد. (غیاث ). به مع