گیانلغتنامه دهخداگیان . (اِ) عناصر اربعه باشد. (فرهنگ شعوری ج 2 ص 312) : باد باقی به دولت و عمرش تا موالید و این گیان برجاست . ابوالمعالی (از فرهنگ شعوری ).مخصوص به این فرهنگ اس
گیانلغتنامه دهخداگیان . (اِخ ) قصبه ٔ مرکز دهستان پایین شهرستان نهاوند. واقع در 12هزارگزی باختر شهر نهاوند و 8هزارگزی جنوب رودخانه ٔ گاماسیاب . محلی جلگه و هوای آن سردسیر و سکنه
گیانلغتنامه دهخداگیان . (اِخ ) یا سرآب گیان ، رودی است در دهستان سفلای نهاوند. (یادداشت به خط مؤلف ).
جویانلغتنامه دهخداجویان . (نف ، ق ) جوینده . (آنندراج ) : باز یارب چونم از هجران دوست باز چون گم گشته ام جویان دوست . فرخی .فانی اشد شوقاً الیک ، بهشت ما ترا جویانست . (قصص الانب
جیانلغتنامه دهخداجیان . [ ج َی ْ یا ] (اِخ ) شهری است به اندلس . از آن شهراست ابن مالک و ابوحیان اندلسی که از ائمه ٔ عربیت اند. (منتهی الارب ). میان آن و قرطبه پنجاه میل است . ر
چکیانگلغتنامه دهخداچکیانگ . [ چ ِ ] (اِخ ) نام ایالتی در کشور چین که بیش از 25 میلیون تن سکنه دارد. مرکز این ایالت شهر «هانگ چیو» است .
چیانلغتنامه دهخداچیان . (اِ) قومی از مردم چین که در تبت سکونت دارند و بنام شحازان و طوفان هم نامیده شده اند. (یادداشت مؤلف ).