کالای خطرناکdangerous goods, DG, dangerous cargoواژههای مصوب فرهنگستانکالای قابلاشتعال یا سمی که ممکن است در حین حمل، به خدمه و وسیلۀ نقلیه و کالاهای دیگر آسیب برساند و ایمنی سفر را تهدید کند
گیلولغتنامه دهخداگیلو. (اِ) گیلوئی . قسمت فاصله ٔ مابین طاق عمارت و دیوار که بر آن نقاشی و گچبری کنند و به منزله ٔ گلوی طاق و سقف است و هنوز هم به همین عبارت در زبان عموم هست ول
گیلوفرهنگ انتشارات معین(اِ.) = گیلوئی : قسمت فاصلة بین طاق عمارت و دیوار که بر آن نقاشی و گچ بری کنند و آن به منزلة گلوی طاق و سقف است .
وکیلفرهنگ مترادف و متضاد۱. نماینده ۲. پیشکار، کارگزار، مباشر، ناظر ۳. قایممقام، گماشته، مامور، ناظر، نایب، وصی ۴. قیم، ولی ۵. قانوندان، مدافع ۶. سرجوخه