گزآبادلغتنامه دهخداگزآباد. [ گ َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان مرکزی بخش مانه شهرستان بجنورد، واقع در 25 هزارگزی شمال باختری ، سر راه مالرو عمومی محمدآباد به دشنک . هوای آن گرم و دار
گزآبادلغتنامه دهخداگزآباد. [ گ َ ] (اِخ ) ده کوچکی است از دهستان سبزواران بخش مرکزی شهرستان جیرفت ، واقع در 10000گزی جنوب خاوری سبزواران و 1000گزی شوسج سبزواران به بم . دارای 38 ت
کزآبادلغتنامه دهخداکزآباد. [ ک َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان هلیلان بخش مرکزی شاه آباد، دشت و معتدل سرد است و 150 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5).
فیروزآبادلغتنامه دهخدافیروزآباد. (اِخ ) دهی است از بخش حومه ٔ شهرستان رفسنجان که دارای 110 تن سکنه است . آب آن از قنات و محصول عمده اش غله ، پسته و لبنیات است . (از فرهنگ جغرافیایی ا
فیروزآبادلغتنامه دهخدافیروزآباد. (اِخ ) دهی است از بخش حومه ٔ شهرستان قوچان که دارای 385 تن سکنه است . آب آن از قنات و محصول عمده اش غله و انگور است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9).
فیروزآبادلغتنامه دهخدافیروزآباد. (اِخ ) دهی است از بخش اشکذر شهرستان یزد که دارای 1145 تن سکنه است . آب آن از قنات و محصول عمده اش غله است . کار دستی مردم بافتن کرباس است . (از فرهنگ
فیروزآبادلغتنامه دهخدافیروزآباد. (اِخ ) دهی است از بخش خاش شهرستان زاهدان که دارای 200 تن سکنه است . آب آن ازقنات و محصول عمده اش غله و لبنیات است . ساکنان از طایفه ٔ ریگی هستند. (از
آی .سیفرهنگ انتشارات معین[ انگ . ]I.C ( اِ.) شبکة به هم پیوسته ای از عنصرهای فعال و غیرفعال که در یک لایة نیمه هادی مجتمع شده است و همراه با چند قطعة هم جوار می تواند کار یک مدار کامل ا
اوپکفرهنگ انتشارات معین(اُ پِ) [ انگ . O.P.E.C ] (اِ.)سازمان کشورهای صادرکنندة نفت با هدف ایجاد هماهنگی در سیاست نفتی .
آواکسفرهنگ انتشارات معین[ انگ . A.W.A.C.S ] ( اِ.)1 - دستگاهی مراقبت کننده جهت ردگیری هواپیماهای دشمن که در هواپیمای خودی نصب می کنند. 2 - ( عا.) خبرچین .
آی . سی . یوفرهنگ انتشارات معین[ انگ . ]I.C.U ( اِ.) بخش مراقبت های ویژه در بیمارستان که وضعیت بیمار را در هر لحظه نشان می دهد.
وی .سی .دیفرهنگ انتشارات معین[ انگ . ]V.C.D (اِ.) 1 - نوعی دیسک فشرده که تصویر و صدا بر روی آن قابل ضبط و پخش است ، ویدیو سی دی .