گزولغتنامه دهخداگزو. [ گ َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان دستگردان بخش طبس شهرستان فردوس ، واقع در 89 هزارگزی شمال طبس . هوای آن گرم و دارای 32 تن سکنه است و آب آنجا از قنات تأمین
گزولغتنامه دهخداگزو. [ گ َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان ده بالا بخش خاش شهرستان زاهدان ، واقع در 28000گزی شمال خاوری خاش و 21000گزی خاور شوسه ٔ خاش به میرجاوه . هوای آن معتدل و د
جزلغتنامه دهخداجز. [ ج ُ ] (حرف اضافه ) غیر. (بهارعجم ). (ازغیاث اللغات ) (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ) (ترجمان القرآن عادل بن علی ). این لفظ مخفف «جدا از» است چنانکه در پاژند
جزلغتنامه دهخداجز. [ ] (اِخ ) قریه ای است از قرای بلوک آباده ٔ اقلید (کذا) فارس و صنعت مردم آنجا جعبه سازی و قاشق سازی است و در این کار کمال استادی و مهارت را دارند. (از مرآت
جزلغتنامه دهخداجز. [ ] (اِخ ) قریه ای است از قرای معمور استرآباد و خالصه ٔ دیوان اعلی است . هوای آن ییلاق است و از آب رودخانه مشروب میشود و چشمه ای داردکه بسیار کم آب است . (ا
جزلغتنامه دهخداجز. [ ج َ ] (اِ) جزیره ٔ کنار دریا و میان دریا را گویند. (برهان ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). مفرس ومخفف جزیره ٔ عربیست که زمین خشک محاط به آب باشد. (فرهنگ نظام