گشنیدنلغتنامه دهخداگشنیدن . [ گ ُ دَ ] (مص ) آمیختن نر و ماده . (فرهنگستان ). گشنیدن یا لقاح عبارت است از اتحاد و ترکیب دوگامت که از این عمل تشکیل سلول واحدی باسم تخم نتیجه میشود.
شنیدنلغتنامه دهخداشنیدن . [ ش َ / ش ِ دَ ] (مص ) شنفتن . شنودن . نیوشیدن . استماع . گوش کردن . گوش دادن . گوش داشتن . (یادداشت مؤلف ). سماع . (انجمن آرا) (آنندراج ) (برهان ) (تا