گجگینلغتنامه دهخداگجگین . [ گ ُ ] (اِخ ) دهی از دهستان درختنگان بخش مرکزی شهرستان کرمان ، 15000گزی خاور کرمان و 6000گزی شمال راه شوسه ٔ کرمان به ماهان . دامنه ، معتدل و سکنه آن 1
ینلغتنامه دهخداین . [ ی ُ ] (اِخ ) رودخانه ای است به فرانسه که از کوه بورن سرچشمه می گیرد و پس از 293هزار گز جریان در متنرو به سن می ریزد.
چینفرهنگ مترادف و متضاد۱. آژنگ، اخمه، چروک ۲. تا، لا ۳. تاب، شکن، شکنج، فر، کرس ۴. شیار، خط ۵. چینه، قشر، لایه