Marie Joseph Paul Yves Roch Gilbert du Motierدیکشنری انگلیسی به فارسیماری جوزف پل یوچ روچ گیلبرت دو متیر
گوغرلغتنامه دهخداگوغر. [ ] (اِخ ) نام رودی به کرمان که از کوهستان چهار گنبد سیرجان جاری است و با رشته ای از آبهای کوه شاه می آمیزد. (یادداشت مؤلف ).
گوغرلغتنامه دهخداگوغر. [ غ ِ ] (اِخ ) یکی از دهستانهای بخش بافت شهرستان سیرجان . این دهستان در شمال باختری بافت واقع و حدود آن بشرح زیر است : از طرف شمال به دهستان بلورد و کوه پ
گوغرواژهنامه آزادنام یکی از بخش های مهم شهرستان بافت کرمان که آب وهوای آن در تابستان بسیار خوش و در زمستان سرد است مردم آن بسیار با هوشند وگردو محصول مهم آن است که به اقصی نقاط
غرولغتنامه دهخداغرو. [ غ َرْوْ ] (اِخ ) (الَ ...) جائی در نزدیکی مدینه است . عروةبن الورد گوید : عفت بعدنا من ام حسان غضورو فی الرمل منها آیة لاتغیرو بالغرو و الغراء منها منازل
غرولغتنامه دهخداغرو. [ غ َرْوْ ] (اِ) نای میان تهی باشد که نوازند و به عربی مزمار خوانند. || نای چیزی نوشتن . خامه . (برهان قاطع). نی میان تهی که آن را کلک گویند. (فرهنگ رشیدی