گورپرانلغتنامه دهخداگورپران . [ پ َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان رهال بخش حومه ٔ شهرستان خوی واقع در 28 هزارگزی جنوب باختری خوی و 8500 گزی شمال باختری شوسه ٔ خوی به سلماس . کوهستانی
جورپانلغتنامه دهخداجورپان . (اِخ ) به وزن کورکان ، نام قریه ای است از مضافات شهر بسطام خراسان . (آنندراج ) (انجمن آرای ناصری ).
رارانلغتنامه دهخداراران . (اِخ ) دهی است به اصفهان از آن ده است زیدبن ثابت و پسرش خلیل و برادرزاده ٔ او محمدبن محمدبن بدر که محدثان اند. (منتهی الارب ).
گردرانلغتنامه دهخداگردران . [گ ِ ] (اِ مرکب ) استخوان ران را گویند که بر آن گوشت بسیار باشد. (برهان ) (جهانگیری ) (آنندراج ). قسمت پرگوشت ران گوسفند، گاو و مانند آن . لمبر : بَرِ