گوروئیلغتنامه دهخداگوروئی . (اِخ ) تیره ای از طایفه ٔ حمزایی ایل چهارلنگ بختیاری . (از جغرافیای سیاسی کیهان ص 75).
گوروئیلغتنامه دهخداگوروئی . (اِخ ) یکی از طوایف هفت لنگ بختیاری که در مال امیرسوسن سکنی دارند. (از جغرافیای سیاسی کیهان ص 74).
رئیلغتنامه دهخدارئی . [ رُ ئی ی ] (ع اِ) منظر یا حسن آن . (از اقرب الموارد). || (ص )زیبا از حیث جمال و روشنی . (از متن اللغة). رِئی ّ.
رئیلغتنامه دهخدارئی . [ رَ ئی ی ] (ع اِ) پری که دیده شود پس دوست گردد. || مار بزرگ از جهت شباهت به جن . || جامه ای که پیش مشتری جهت فروخت وانمایند. (از منتهی الارب ) (از آنندرا