گوتیلغتنامه دهخداگوتی . (اِخ ) طایفه ای از ساکنان قدیم زاگروس که محلشان شمال و مشرق شهرزور بوده است . این گروه نارامسین [ یکی از پادشاهان اکد ] را شکست داده بر بابل مسلطشدند و پ
گوتیلغتنامه دهخداگوتی . [ گ ُ ] (اِخ ) گوتلاند. قسمت جنوبی سوئد که در دو طرف دریاچه ٔ وترن قرار گرفته است . دشتهای گوتی غربی برای تربیت دام آماده و زمینهای گوتی شرقی زراعتی است
کتیلغتنامه دهخداکتی . [ ] (هندی ، اِ) کته . اسم هندی کلب است . (تحفه ٔ حکیم مؤمن ). رجوع به کته شود.
کوتیلغتنامه دهخداکوتی . (پسوند) مزید مؤخر امکنه . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا): ابراهیم کوتی . اغوزدارکوتی . افراکوتی . بارکوتی . بختیار کوتی . بژم عباس کوتی . پلم کوتی . پنبه ز