ژن خانهدارhousekeeping gene, HK, reference geneواژههای مصوب فرهنگستانهر ژنی که بهصورت سازنده در یاختۀ فعال معینی بیان میشود و بیان آن برای فعالیت طبیعی یاخته ضروری است متـ . ژن نهادی constitutive gene
گوانلغتنامه دهخداگوان . [ ] (اِخ ) ده کوچکی است از دهستان سیریک بخش میناب شهرستان بندرعباس که در 146000 گزی جنوب میناب ، سر راه مالروجاسک به میناب واقع است . هوای آن گرم مالاریا
گوانلغتنامه دهخداگوان . [ گ َ ] (اِ) جمع گو است که پهلوانان و دلیران وشجاعان با شکوه و نهیب باشند. (برهان ) : بدان ای دلاور یل پهلوان که بادی همه سال پشت گوان . (گرشاسب نامه ).
گوانلغتنامه دهخداگوان . [ گ ِ ] (اِخ ) ده کوچکی است از دهستان حومه ٔ بخش جاسک شهرستان بندرعباس که در شمال خاوری جاسک و سر راه مالرو میناب به جاسک واقع شده و سکنه ٔ آن 30 تن است
وانلغتنامه دهخداوان . (اِخ ) دریاچه ای است به آسیای صغیر. بحیره ٔ ارجیش . بحیره ٔ طِریخ (به مناسبت ماهی طِریخ که در آنجا بسیار است ) .
چوگانلغتنامه دهخداچوگان . [ چ َ / چُو ] (اِ مرکب )(از: چوب + گان ، پسوند نسبت ) در پهلوی چوپگان ، چوپگان ، چوبکان ، معرب آن صولجان است و کلمه ٔ فرانسوی شیکان از فارسی مأخوذ است
چوگانلغتنامه دهخداچوگان . (اِخ ) دهی است از دهستان حمزه بخش لوکمره ٔ شهرستان محلات . 292 تن سکنه دارد. از قنات آبیاری میشود. محصولش غلات ، بنشن ، پنبه ، چغندر و انگور است . (از ف
چوگانلغتنامه دهخداچوگان . (اِخ ) دهی است از دهستان فعلی کری بخش سنقر کلیائی شهرستان کرمانشاه . 835 تن سکنه دارد. از قنات و چشمه آبیاری میشود. محصولش غلات ، حبوبات ، توتون و انگور
چوگانلغتنامه دهخداچوگان . (اِخ ) دهی است ازدهستان وفس عاشقلو بخش رزن شهرستان همدان . 316 تن سکنه دارد. از رودخانه آبیاری میشود. محصولش غلات ، لبنیات و انگور است . (از فرهنگ جغراف
ششچهاروجهیhextetrahedronواژههای مصوب فرهنگستاندیسۀ بلوری مکعبی دارای بیستوچهار وجه با شاخصههای {hkl} و تقارن m و 3 -4-