گوابینلغتنامه دهخداگوابین . [گ ُ ] (اِخ ) دهی است از دهستان رودحله ٔ بخش گناوه ٔ شهرستان بوشهر که در 51000 گزی جنوب خاور گناوه ، کناررود حله واقع شده است . هوای آن گرم مرطوب مالار
کابینلغتنامه دهخداکابین . (اِ) کابین کلمه ٔ فارسی و «کبین » آذری از این کلمه است . بضع. مهر. (دهار). صداق . (مهذب الاسماء). صُدُقَة. نحل . نحله . (منتهی الارب ). دست پیمان . مهری
ابینلغتنامه دهخداابین . [ اَ ی َ ] (ع ن تف ) نعت تفضیلی از بَیِّن . پیداتر. هویداتر. روشن تر. آشکارتر.- امثال : ابین من فلق الصبح . ابین من الغد و الامس .|| فصیح تر. افصح : ه