coverدیکشنری انگلیسی به فارسیپوشش، جلد، رویه، سر، روپوش، فرش، لفاف، سر پوش، سقف، پاکت، غلاف، غشا، پوشاندن، پنهان کردن، تامین کردن، جلد کردن، طی کردن، پوشیدن
پوشانه 2cover materialواژههای مصوب فرهنگستانمادهای که در خاکچال برای پوشش پسماند جامدِ متراکم به کار میرود
پوشش 2cover 1واژههای مصوب فرهنگستانمجموعهاقداماتی که برای حفاظت از کارکنان و طرحها و عملیات و تأسیسات در مقابل فعالیتهای اطلاعاتی دشمن و نیز در برابر نشت اطلاعات لازم است