کرسامواژهنامه آزادنام روستای در چهار دانگه ساری کهاسم آن مرکب از دو واژه کر که به زبان مازنی دره و سام به معنای مرگ -که به فارسی دره مرگ نام روستای در چهار دانگه ساری کهاسم آن م
کِرَامٍفرهنگ واژگان قرآنبزرگواران -ارجمندان (در عبارت "وَإِذَا مَرُّواْ بِـﭑللَّغْوِ مَرُّواْ کِرَاماً"معناي اينکه بگوييم فلاني از فلان عمل زشت تکرم دارد اين است که : از چنين عملي منزه
کرامتفرهنگ مترادف و متضاد۱. بخشش، بخشندگی، دهش ۲. بزرگواری، جوانمردی ۳. عظمت ۴. اعجاز، خارقعادت، معجزه
کِرَامٍفرهنگ واژگان قرآنبزرگواران -ارجمندان (در عبارت "وَإِذَا مَرُّواْ بِـﭑللَّغْوِ مَرُّواْ کِرَاماً"معناي اينکه بگوييم فلاني از فلان عمل زشت تکرم دارد اين است که : از چنين عملي منزه