نامأجورلغتنامه دهخدانامأجور. [ م َءْ ] (ص مرکب )بی مزد و اجر. که به اجر و پاداش خود نرسیده است . بی اجر. مقابل مأجور، به معنی اجربرده و پاداش گرفته .
نامأذونلغتنامه دهخدانامأذون . [ م َءْ ] (ص مرکب ) بی اجازه . غیرمجاز. که مجاز و مأذون نیست . مقابل مأذون . رجوع به مأذون شود.
بادوریالغتنامه دهخدابادوریا. [ رَ ] (اِخ ) قطعه ای است از کوره ٔ استان در سوی غربی بغداد که اکنون از کوره ٔ نهر عیسی بن علی بشمار میرود و نحاسیه و حارثیه و نهر ارما از آن ناحیه است
ضرورتلغتنامه دهخداضرورت . [ ض َ رو رَ ] (ع اِ)ضرورة. نیاز و حاجت . (منتهی الارب ). حاجت . (منتخب اللغات ) : اکنون ضرورتی پیش آمده است . (کلیله و دمنه ). درویشی را ضرورتی پیش آمد
نامأجورلغتنامه دهخدانامأجور. [ م َءْ ] (ص مرکب )بی مزد و اجر. که به اجر و پاداش خود نرسیده است . بی اجر. مقابل مأجور، به معنی اجربرده و پاداش گرفته .
نامأذونلغتنامه دهخدانامأذون . [ م َءْ ] (ص مرکب ) بی اجازه . غیرمجاز. که مجاز و مأذون نیست . مقابل مأذون . رجوع به مأذون شود.