برگ بولغتنامه دهخدابرگ بو. [ ب َ گ ِ ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) گیاهی از تیره ٔ غارها جزو تیره های نزدیک به آلاله ها که بصورت درختچه می باشد، و آن گیاهی است دوپایه ، برگهایش منفرد
برگ بوفرهنگ انتشارات معین( ~.) (اِمر.) گیاهی از تیرة غارها جزو تیره های نزدیک به آلاله ها که به صورت درختچه می باشد.
برگِ بوLaurusواژههای مصوب فرهنگستانسردهای از برگبوئیانِ همیشهسبز با برگهای معطر که از آن بهعنوان ادویه یا دارو استفاده میشود و دارای سه گونه است که اغلب در نواحی مدیترانهای میرویند
برگفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. (زیستشناسی) قسمتی از گیاه که معمولاً سبز، پهن، یا سوزنی است.۲. واحد شمارش ورقۀ کاغذ: یک برگ کاغذ.۳. ورقی برای بازی.۴. نوعی کباب تهیهشده از قطعههای گوشت گو
برگلغتنامه دهخدابرگ . [ ب َ ] (اِ) آن جزء از هر گیاهی که نازک و پهن است و از کناره های ساقه و یا شاخه های باریک میروید. (ناظم الاطباء). به عربی ورق گویند. (از برهان ). جزوی از
بوی جهودانلغتنامه دهخدابوی جهودان . [ ی ِ ج ُ ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) درختی است و نام دیگر آن دَوم است و بهندی آنرا کوکل نامند. مقل . (یادداشت بخط مؤلف ):فرض ؛ بار درخت بوی جهودان