الحاقیلغتنامه دهخداالحاقی . [ اِ ] (ص نسبی ) منسوب به الحاق . غیراصلی . غیراصیل . مقابل اصلی : بیت الحاقی .
الحاقیهamendmentواژههای مصوب فرهنگستاناصلاح یا حذف بخشی از مفاد پیمان یا افزودن مواردی به آن پس از توافق و پیش از ابلاغ
بمساز قوسیcrookواژههای مصوب فرهنگستانقطعهای الحاقی که برای تغییر نغمۀ پایه به سازهای بادی طبیعی (بدون پیستون) اضافه میشود
دگرجوشadnateواژههای مصوب فرهنگستانویژگی الحاقی که در آن قطعات ناهمسان گیاه چنان به یکدیگر جوش میخورند که بهسادگی از هم جدا نمیشوند
همجوش 2connateواژههای مصوب فرهنگستانویژگی الحاقی که در آن قطعات همسان گیاه کاملاً به یکدیگر متصلاند و بهسادگی از هم جدا نمیشوند