بومجنگلداریecoforestryواژههای مصوب فرهنگستانرویکردی در مدیریت جنگل با دخالت اندک که بوممحور و مبتنی بر ارزشهای بومشناسی ژرفنگر است
تدبرفرهنگ مترادف و متضاد۱. ژرفبینی، ژرفنگری ۲. اندیشه، تامل، تعقل، تعمق، تفکر ۳. چارهاندیشی، ژرفاندیشی
تعمق کردنفرهنگ مترادف و متضادژرفاندیشی کردن، غور کردن، ژرفنگری کردن، ژرف اندیشیدن، تتبع کردن، تامل کردن
ژرف بینفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهکسی که در امری غوررسی کرده و پایان آن را در نظر میگیرد؛ ژرفنگر؛ باریکبین؛ تیزبین.