نژمارلغتنامه دهخدانژمار. [ ن ِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان بالک بخش مریوان شهرستان سنندج ، در 13هزارگزی جنوب دژشاهپور و 3هزارگزی مشرق راه مریوان به رزآب ، در منطقه ٔ کوهستانی سردس
نهمارفرهنگ مترادف و متضاد۱. بسیار، بیحد، بیشمار، بیمر، بینهایت، زیاد، فراوان، کثیر، وافر ۲. براستی، حقیقتاً، کاملاً، واقعا ۳. مدام، همواره، همیشه
نهمارلغتنامه دهخدانهمار. [ ن َ ] (ص ، ق ) چون عظیم باشد اگر کار بود اگر چیزی وشگفت بسیار است و غایت . (لغت فرس اسدی ) (اقبال ). عظیم و بی کرانه و بسیار را گویند از هرچه باشد. (او
نژغارلغتنامه دهخدانژغار. [ ن َ ] (اِ) بانگ . نعره . (برهان قاطع) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (اوبهی ) (شعوری ). فریاد. (برهان قاطع) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). صدای بلند. (شعوری ).