بوشفرهنگ انتشارات معین(اِ.) [ معر. ] گیاهی که از آن شیاف سازند و سابقاً آن را از «دربند» می آوردند و بوش دربندی می گفتند.
بوش سر کوچک دستهپیستونpiston pin bushing,small end bushing,connecting rod small end bushواژههای مصوب فرهنگستانبوشی که در محل اتصال سر کوچک دستهپیستون به انگشتی پیستون تعبیه میشود متـ . بوش سر کوچک شاتون، آستینۀ سر کوچک دستهپیستون، آستینۀ سر کوچک شاتون
بوش سیلندرcylinder sleeve,cylinder liner, liner 3, sleeveواژههای مصوب فرهنگستانقطعۀ استوانهای جداشونده و تعویضپذیری که در سیلندر بعضی از موتورها تعبیه میشود تا سطحی بادوامتر در برابر حلقهها رینگهای پیستون ایجاد شود متـ . آستینۀ سیل