حمکلغتنامه دهخداحمک . [ ح َ م َ ] (ع اِ) هر چه ریزه باشد از هر جنس . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد) (مهذب الاسماء). حکمة؛ یکی آن . (منتهی الارب )(مهذب الاسماء). || سپشها. (منتهی
همکاریفرهنگ مترادف و متضاد۱. معاضدت، همراهی، همیاری ۲. دستیار، شراکت، همپیشگی، همدستی، همشغلی، همقطاری