تعلجلغتنامه دهخداتعلج . [ ت َ ع َل ْ ل ُ ] (ع مص ) پیغام بردن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). یقال : ماتعلجت بعلوج صدق ؛ ای ماتألک بألوک صدق . (اقرب الموارد
تالجوتلغتنامه دهخداتالجوت . (اِخ ) قومی از اقوام مغول که بسال 578 هَ . ق . با اونک خان و چنگیزخان جنگیدند. رجوع به حبیب السیر چ خیام ج 3 ص 16، 18 و 19 شود.
تالجوتلغتنامه دهخداتالجوت . (اِخ ) قومی از اقوام مغول که بسال 578 هَ . ق . با اونک خان و چنگیزخان جنگیدند. رجوع به حبیب السیر چ خیام ج 3 ص 16، 18 و 19 شود.
ساسانلغتنامه دهخداساسان . (اِخ ) ابن فشافشاه بن جوهر شهریار فارس بن ساسان بن بهمن . مؤلف فارسنامه (ابن بلخی ) نام وی را در سلسله ٔ نسب بیست و پنجمین پادشاه ساسانی که بعد از شهرب