آمادگاه 1back of the houseواژههای مصوب فرهنگستانمحل انجام خدمات پشتیبانی مربوط به بخشهای پذیرایی از مهمانان، از قبیل آشپزخانه و لباسشویی و تأسیسات
آمادگاهفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهاداره یا محلی که آنچه برای ارتش از خواربار و پوشاک لازم است در آنجا آماده و فراهم میکنند.
دپوفرهنگ انتشارات معین(دِ پُ) [ فر. ] (اِ.) 1 - انبار اجناس ، مخزن . 2 - محل تجمع وسایل و افراد یا نیروها برای انجام کاری . 3 - کارگاه تعمیر و توقف لکوموتیو و نگه داری تجهیزات و انبا
جایگاه سوختگیری لوکوموتیوlocomotive fueling stationواژههای مصوب فرهنگستانمکانی در آمادگاه لوکوموتیو که تأسیسات سوختگیری در آنجا قرار دارد
پروندة اصلی موجودیinventory master fileواژههای مصوب فرهنگستانپروندهای در سامانة خودکار موجودی بخش آمادگاه مهمانخانه که در آن دادههای پایة موجودی نگهداری میشود
رسید تحویل تجهیزاتequipment interchange receipt, EIRواژههای مصوب فرهنگستانبرگهای حاوی گزارش کامل وارسی تجهیزات در هنگام تحویل شناور به حملکننده یا به آمادگاه که در آن صدمات و ایرادات موجود درج میشود و به امضای دو طرف میرسد
امیدگاهلغتنامه دهخداامیدگاه . [ اُ ] (اِ مرکب ) مدعس . (منتهی الارب ) (آنندراج ). جای امید. (آنندراج ). مرتجی . در تداول نامه نگاری قدیم به پدر و اشخاص بزرگ می نوشتند: قبله و امیدگ