آویزهtaglineواژههای مصوب فرهنگستانعبارت کوتاهی در تبلیغات تلویزیونی و اینترنتی که در ضمن معرفی یک سازمان یا محصول بهآسانی در یاد میماند و باعث میشود مخاطبان محصول یا محصولات شرکت را به یاد بی
بافۀ ضمیمهtaglineواژههای مصوب فرهنگستانبافۀ اضافۀ متصل به سر هر بافۀ استوانهای (drum line) برای گسترش حوزۀ عمل متـ . کابل ضمیمه
tagدیکشنری انگلیسی به فارسیبرچسب، علامت، پلاک، سوش، منگوله یا نوار، بند گردان سرود، تهلیل، مثال یا گفته مبتذل، برچسب زدن، علامت زدن، ضمیمه کردن، ضمیمه شدن به، اتیکت چسباندن به، بدنبال آور
پیپرسشtag questionواژههای مصوب فرهنگستاننوعی ساخت پرسشی که به پایان جمله افزوده میشود تا نظر انکاری یا تأییدی مخاطب به دست آید
فشللغتنامه دهخدافشل . [ ف َ ] (ع ص ) مرد بددل و ترسنده و سست .ج ، فُشل ، افشال . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد).
فشللغتنامه دهخدافشل . [ ف َ ش َ ] (ع مص ) کاهلی کردن . (منتهی الارب ). کسل . (از اقرب الموارد). || سست گردیدن . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) : دین به تیغ حق از فشل رسته است
فشللغتنامه دهخدافشل . [ ف ِ ] (ع اِ) پرده ٔ هودج . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). || آنچه بر هودج گسترند وزنان بر آن نشینند. ج ، فشول . (منتهی الارب ). چیزی که زن زیر خود قرار