پریتانهلغتنامه دهخداپریتانه . [ پْری / پ ِ ن ِ ] (اِخ ) پروتانه یون (یعنی خانه ٔ پریتانیها ، خانه ٔ مردم ). رجوع به پروتانه یون شود.
پریشانفرهنگ مترادف و متضادآشفته، بیآرام، بیقرار، پراکنده، پراکندهخاطر، پریشانحال، تنگدست، درهم، دلواپس، ژولیده، سراسیمه، شوریده، متاثر، متشتت، متفرق، مختل، مشوش، مضطر، مضطرب، مغشوش، منگ،
پریشانحالفرهنگ مترادف و متضادآشفته، آشفتهخاطر، افسرده، بدبخت، بینوا، پریشان، پریشانخاطر، دژم، زار، سراسیمه، شوریده، مشوش، مضطرب ≠ آسودهخاطر
پریتانهلغتنامه دهخداپریتانه . [ پْری / پ ِ ن ِ ] (اِخ ) پروتانه یون (یعنی خانه ٔ پریتانیها ، خانه ٔ مردم ). رجوع به پروتانه یون شود.
اسپارتلغتنامه دهخدااسپارت . [ اِ ] (اِخ ) اسپارته . اسپارتا. لاسدمون . شهر مشهور باستانی در شبه جزیره ٔموره . این شهر مرکز و پایتخت خطه ٔ لاکونیا واقع در منتهای جنوبی شبه جزیره ٔ