میک زدنلغتنامه دهخدامیک زدن . [ زَ دَ ] (مص مرکب ) (اصطلاح عامیانه ) مکیدن . مک زدن . (فرهنگ لغات عامیانه ).
مکلغتنامه دهخدامک . [ م َ ] (اِمص ) مکیدن بود. (لغت فرس چ اقبال ص 277). به معنی مکیدن باشد. (برهان ) (آنندراج ) (انجمن آرا). مَص ّ. مَک ّ. مک زدن . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا)
مکلغتنامه دهخدامک . [ م ِ ] (اِمص ، اِ) عمل مکیدن . هر یکبارکار مکیدن را یک مک می نامند : وقتی این بچه دوتا مک به پستان می زند شیرم تمام می شود. (فرهنگ لغات عامیانه ٔ جمال زاد