لاکردارلغتنامه دهخدالاکردار. [ ک ِ ] (ص مرکب ) (از: لای عربی + کردار فارسی ) و آن دشنام گونه ای است که لوطیان دهند.
لاکردرلغتنامه دهخدالاکردر. [ ک ُ دِ ] (اِخ ) ژان باپتیست هانری ، لوپر. واعظ فرانسوی و از خطبای عالیقدر سده ٔ نوزدهم . مولد رِسِی - سور - اورس (کت -دُر) . (1802-1861 م .).
لشکردارلغتنامه دهخدالشکردار. [ ل َ ک َ ] (نف مرکب ) دارنده ٔ لشکر. سرلشکر : کارهای مملکت به مردان کار و لشکر و لشکردار راست آید. (مرزبان نامه ).
لشکرداریلغتنامه دهخدالشکرداری . [ ل َ ک َ ] (حامص مرکب ) عمل لشکردار. نگاه داشتن لشکر. نگهداری لشکر : و قاعده ای نهاد در آیین پادشاهی و لشکرداری و عدل میان جهانیان . (فارسنامه ٔ ابن
لاکردرلغتنامه دهخدالاکردر. [ ک ُ دِ ] (اِخ ) ژان باپتیست هانری ، لوپر. واعظ فرانسوی و از خطبای عالیقدر سده ٔ نوزدهم . مولد رِسِی - سور - اورس (کت -دُر) . (1802-1861 م .).
لشکردارلغتنامه دهخدالشکردار. [ ل َ ک َ ] (نف مرکب ) دارنده ٔ لشکر. سرلشکر : کارهای مملکت به مردان کار و لشکر و لشکردار راست آید. (مرزبان نامه ).
لشکرداریلغتنامه دهخدالشکرداری . [ ل َ ک َ ] (حامص مرکب ) عمل لشکردار. نگاه داشتن لشکر. نگهداری لشکر : و قاعده ای نهاد در آیین پادشاهی و لشکرداری و عدل میان جهانیان . (فارسنامه ٔ ابن