آذرگشنسپفرهنگ انتشارات معین( ~. گُ نَ) (اِمر.) یکی از سه آتشکدة بزرگ عهد ساسانی که در شیز آذربایجان قرار داشت .
آذرگشنسبلغتنامه دهخداآذرگشنسب . [ ذَ گ ُ ن َ ] (اِخ ) (از: آذر، آتش + گشن ، نر یا بخواهش آمده + اسب ، حیوان معروف ) آذرگشسب .
ارمنیهلغتنامه دهخداارمنیه . [ اَ / اِ م َ نی ی َ ] (اِخ ) ارمن . ارمنستان . ارمینیه . مملکتی است وسیع که در مشرق دریای فرات و جانب شمال دیار بکر و کردستان و آذربایجان و سمت مغرب ش
شاپورلغتنامه دهخداشاپور. (اِخ )... ذوالاکتاف . پسر هرمز دوم (هرمزبن نرسی ). در مجمل التواریخ و القصص آمده است : «هنوز درشکم مادر بود که پدرش بفرمود تاج بر شکم مادرش نهادند، و او
آذرگشنسبلغتنامه دهخداآذرگشنسب . [ ذَ گ ُ ن َ ] (اِخ ) (از: آذر، آتش + گشن ، نر یا بخواهش آمده + اسب ، حیوان معروف ) آذرگشسب .
آذرگشسبفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهآتش جهنده؛ برق؛ صاعقه: ◻︎ یکی نیزه زد همچو آذرگشسپ / ز کوهه ببردش سوی یال اسپ (فردوسی: ۲/۳۹۰). Δ دراصل، نام یکی از سه آتشکدۀ بزرگ و معروف عهد ساسانیان بود