ورگللغتنامه دهخداورگل . [ وَ رَ گ ُ ] (اِخ ) دهی است از دهستان سهندآباد بخش بستان آباد شهرستان تبریز، واقع در 27هزارگزی شوسه ٔ میانه به تبریز و دارای 274 تن سکنه است . رجوع به ف
ترگل ورگللغتنامه دهخداترگل ورگل . [ ت َ گ ُ وَ گ ُ ] (ص مرکب ، از اتباع ) در تداول عامه تر و تازه . تر و تمیز. خوش و خرم
ترگل ورگللغتنامه دهخداترگل ورگل . [ ت َ گ ُ وَ گ ُ ] (ص مرکب ، از اتباع ) در تداول عامه تر و تازه . تر و تمیز. خوش و خرم
ازملکلغتنامه دهخداازملک . [ اَ م َ ل َ ] (اِ) پیچکی است خاردار که درهمه ٔ جنگلهای شمال ایران و اراضی کم ارتفاع ساحلی و در آستارا تا 800 گزی دیده میشود. میوه ٔ آن خوراکی وچوب وی ب
گللغتنامه دهخداگل . [ گ ُ ](اِ) در اوراق مانوی (به پارتی ) ور (گل سرخ )، اوستا وردا ، ارمنی ورد ، پهلوی گول ، ورتا ، ورد ، معرب «وَرد»، قیاس کنید با ارمنی ، وردژس ، کردی ، گول